خرید بک لینک

زمستان هم آمد و نزدیک آخر ماه از اولین ماه او هستیم و چه به که یک قطره باران در شهر ما نیامده

خدا خیلی غمگینم نه بخاطر باران بخاطر خودم که بد شانس ترین بودم

برچسب: نویسنده: روژان رضاپور تاريخ: دوشنبه 2 بهمن 1402 ساعت: 14:32

فلسفه سیزده بدر در آیین و تقویم زرتشتیان و ایرانیان باستان هر روز یک نام ویژه دارد سیزدهمین روز در هر ماه به نام فرشته باران تیر [ تیشتر ] نام دارد زرتشتیان پس از پایان نوروز در روز سیزده بدر [ روز تیر از ماه فروردین ]به باغ و دشت میروند و به شادی و بازی و گره زدن سبزه برای بر آورده شدن آرزوهایشان میپردازند و نوروز خود را به پایان میرسانند و برای درخواست باران به درگاه اهورامزدا نیایش میکنند و آرزوی سالی پر از باران و کشاورزی نیکو میکنند. در مورد نسبت دادن نحسی سیزدهم هیچ مناسبتی به ایرانیان ندارد و این اندیشه خرافی پس از یورش اسکندر گجستک و یونانیان به ایران اهورایی وارد ایران شد زیرا عدد سیزده نزد یونانیان نحس بوده است. ایرانیان روز سیزدهم را جشن میگرفتند زیرا نخستین روزآغاز کشاورزی در سال نو بود. روز کشت و کار با گردآمدن در زمین زراعی و آرزوی بارش باران و فرارسیدن سالی خوب و خرم برای کشاورزان. برخی آیین های معروف سیزده به در گره زدن سبزه سبزه به رود سپردن خوردن کاهو و سکنجبین پختن آش رشته پرتات ۱۳ عدد سنگ (مخصوص مناطق کردنشین) سیزده تون به در، به امید باز شدن تموم گره های زندگیتون آرزوی داشتن سیزده بدر نیکی را داریم شاد و تندرست باشید سیزده بدر خجسته.. .

برچسب: نویسنده: روژان رضاپور تاريخ: يکشنبه 20 فروردين 1402 ساعت: 16:35

من طی یک سال و چند ماه اخیر ۳۵ کیلو کاهش وزن رو تجربه کردم که چون قولش رو داده بودم، چیزهایی که این مدت یاد گرفتم و فرمول ابداعی خودم رو باهاتون به اشتراک میذارم.(اینم قبلش میگم که شاید از نگرانیتون کم کنه؛ من پزشکم و فرمول ابداعیم، ترکیبی از سواد پزشکیم و تجربه شخصی منه)افرادی که اضافه وزن مخصوصا در حد چاقی دارن، معمولا رژیمهای مختلف، قرصهای متنوع، روشهای درمانی و گزینههای بینهایتی رو امتحان میکنن. وجه مشترک اغلب این اقدامها اینه که یا اونها به شما وعده لاغری سریع میدن یا شما ازشون این انتظار رو دارید.بیشتر افراد دارای اضافه وزن بارها این پترن رو تکرار میکنن که یه روزی یهویی جوگیر میشن، تصمیم به رژیم غذایی و ورزش سنگین میگیرن و بعد از گذشتن چند روز چون نه ذهن و نه سیستم گوارششون آماده پذیرش این تغییرات حاد یکهویی بود، همه چیز دوباره به روال قبلی برمیگرده.من هم از این دست اقدامها زیاد داشتم تا این بار آخر که همه چیز متفاوت پیش رفت.از اونجا که نمیخوام رشتو رو با داستان خودم شلوغ و طولانی کنم پس فقط یادگیریهام رو از این داستان استخراج میکنم و فرمول ابداعیم رو میگم.مرحله اول: تربیت سیستم گوارش + سیستم عصبیحداقل ۳ ماه و در حالت ایدهآل ۳ الی ۶ ماه رو برای تغییر عملکرد مغز و دستگاه گوارشتون اختصاص بدید.این بازه قراره اینطور بگذره که تو این مدت به تدریج و خیلی خیلی آهسته حجم غذاتون رو صرف نظر از کالری دریافتی، کم کنید.تو این مرحله اصلا نباید احساس گرسنگی کنید و قرار هم نیست لاغر بشید. چیزی که قراره اتفاق بیفته اینه که حجم معدهتون کم بشه و مغز شما پیام سیری رو در زمان پر شدن حجم کمتری از معده دریافت کنه.۱. از غذاهای پرکالری اما کمحجم استفاده کنید.این کمک میکنه با حج

برچسب: نویسنده: روژان رضاپور تاريخ: يکشنبه 20 فروردين 1402 ساعت: 16:35

یک بار یک ماًمورِ کنترلِ بلیط قطار که در قطاری به مقصد بنگلور از بمبئی در حالِ انجام وظیفه بود، دختری را گرفت که زیر صندلی پنهان شده بود.دخترحدودا ۱۳یا ۱۴ ساله بود. از او خواست تا بلیط خود را ارایه دهد.دختر با تردید پاسخ داد که بلیط ندارد.مامورِ قطار به دختر گفت باید از قطار پیاده شود.ناگهان صدایی از پشت سر به گوش رسید:" من کرایهء او را خواهم پرداخت."این صدایِ خانم بهتا چاریا بود که مُدرسِ یک کالج بود.خانم بهتاچاریا هزینه بلیطِ دختر را پرداخت و از او خواست که نزدیکِ او بنشیند.از او پرسید اسمت چیست؟دختر پاسخ داد: «چیترا»."داری کجا میری؟"دختر گفت:"من جایی برای رفتن ندارم"!خانم بهتاچاریا به او گفت:"پس با من بیا."پس از رسیدن به بنگلور، خانم بهتاچاریا دختر را به یک سازمانِ غیرِ دولتی تحویل داد تا از او مراقبت شود.بعداً خانم بهتاچاریا به دهلی نقل مکان کرد و ارتباط آن دو با یکدیگر قطع شد.پس از حدود ۲۰ سال، خانم بهتاچاریا به سانفرانسیسکودر ایالات متحده آمریکا دعوت شد تا در یک کالج در آنجا سخنرانی کند.او در آن شهر در یک رستوران مشغول صرفِ غذا بود، اما وقتی صورت حساب را درخواست کرد، به او گفتند که صورتحسابش قبلا پرداخت شده است!وقتی برگشت، زنی را با شوهرش دید که به او لبخند می زد.خانم بهتاچاریا از زوج پرسید: "چرا صورت حساب من را پرداخت کردید؟"زنِ جوان پاسخ داد:"خانم، صورت حسابی که من امروز پرداخت کردم، در مقایسه با کرایه ای که برای سفرِ قطار از بمبئی به بنگلور برای من پرداخت کردید، بسیار کم و ناچیز است."اشک از چشمان هر دو زن سرازیر شد.خانم بهتا چاریا با خوشحالی و حیرت زده گفت: "اوه چیترا... تو هستی...؟!"بانوی جوان در حالی که یکدیگر را در آغوش گرفته بودند گفت:"خانم نامِ من الان چیترا نی

برچسب: نویسنده: روژان رضاپور تاريخ: يکشنبه 6 فروردين 1402 ساعت: 19:53

تا چند ساعت دیگه سال ۱۴۰۲ از راه میرسه،خدا کنه سال خوبی برای همه باشه و مردم راحت زندگی کنن و سالی باشه که تغییرات بسیار عظیم ایجاد گردد

برچسب: نویسنده: روژان رضاپور تاريخ: يکشنبه 6 فروردين 1402 ساعت: 19:53

بیهوده است مجادله بر سر اثبات دیانت یا بیدینی آدمها! کسی که دروغ نمیگوید، کسی که مهربان و با انصاف است، کسی که از رنج دیگران اندوهگین میشود و از شادمانی دیگران شاد است... کسی که انسان را و پرنده را و گیاه را و زمین را، محترم میدارد. "به مقصد رسیده است".... از هر راهی که رفته باشد.

برچسب: نویسنده: روژان رضاپور تاريخ: يکشنبه 6 فروردين 1402 ساعت: 19:53

صفحه بندی